فلسفه پوشش - 2

انسانها همیشه در تلاش برای فراهم نمودن نیازهای اولیه زیستی که همان خوراک، پوشاک و مسکن است، بوده اند. این نیازها بطور تقریبا مشابهی در حیوانات نیز وجود دارد. اما حیوانات در مورد این نیازهای زیستی آنگونه که ما انسانها عمل کرده ایم نبوده اند. خصوصا در مورد نیاز پوشش تفاوت بین انسان و حیوان بسیار مشهود است.


اولین بعدی که از نظر ظاهر انسان و حیوان را از هم جدا می کند، پوشش است. بعد از نیاز اولیه حفظ جسم در مقابل گرما و سرما در دوران بسیار دور، انسانها به دلایل مختلف خصوصا دلایل عقلانی در صدد پوشاندن بدن خود به وسیله لباس بوده اند. لباس یکی از نیازهای زیستی ما انسانها محسوب میشود، اما تا زمانیکه این نیاز را به شکل صحیحی برطرف نکرده باشیم، از نظر ظاهری تفاوت چندانی با حیوانات نخواهیم داشت.


انسان پس از برطرف شدن اندازه ای قابل قبول از نیازهای اولیه، در مراحل بعد اقدام به بهبود و یا افزایش کمی و کیفی آن نیازها می نماید. برای مثال انسان در ابتدا به مسکن یا سرپناهی نیاز دارد، اما پس از برطرف شدن نیاز به سرپناه و منزل، در صدد بزرگتر نمودن، زیباتر نمودن، ... و در کل ارتقاء کمی و کیفی منزل خود است.


پس از برطرف شدن نیازهای اولیه و تامین مادی و جسمانی، آنچه برای انسانها اهمیت پیدا می کند موضوع "هویت انسان" است. اینجاست که عقل، تفکر، اندیشه و کلام بیش از پیش نمود میکند. آنچه که باعث بینش، دریافت، تحلیل و بررسی انسان میگردد عقل، تفکر و اندیشه است. اما آنچه که باعث می شود این موضوعات از ذهن انسان خارج شده و به دیگران انتقال و اشاعه یابد قدرت "کلام" است.


انسانها به دو طریق یا زبان کلی سخن می گویند:

  • زبان کلام
  • زبان بدن

همانطور که همه میدانیم زبان کلام باعث می شود تفکر و اندیشه انسان بصورت زبان و کلام که قابل شنود برای دیگران است، انتقال یابد. اما زبان بدن تفکر و اندیشه انسان را بصورت بصری و قابل رویت به نمایش می گذارد.


زبان مشترک همه انسانها تصویر است. اگر کلمه "آب" را به زبان عربی بنویسیم و به یک آلمانی زبان نشان ندهید، امکان دارد که نتواند آنرا بخواند و یا حتی نتواند معنی آن را بفهمد. اما اگر تصویر آب را به یک عرب یا یک آلمانی نشان دهید به راحتی هر دو تشخیص خواهند داد که منظور از این تصویر آب است. از اینرو تصویر و اصول بصری نقش بسیار مهمی را در انتقال مفاهیم از دوران اولیه بشری تا دنیای امروزی داشته است.


شاخص های متعددی تعیین کننده نحوه تفکرات یک انسان است. تفکراتی که خروجی آنها زبان کلام، زبان بدن و اعمال و رفتار انسان، یعنی همان "هویت انسان" است. از برجسته ترین این شاخص ها می توان مادیات، معنویات، فرهنگ، دین، قوانین، نژاد، قومیت و ... نام برد.


پس از کارکرد اولیه لباس به عنوان محافظت از بدن در مقابل طبیعت، سرما و گرما، آنچه باعث تغییر، تکامل، رنگ و تمام کیفیات و کمیات لباس انسان می شود، اندیشه و تفکر اوست که در پوشش او نمود پیدا می کند. در واقع بخش اعظمی از هویت یک انسان را می توان در پوشش او مشاهده کرد.


از دیدگاهی می توان گفت لباس انسان بطور مستقیم یا غیر مستقیم نقش یک ابزار برای انتقال هویت انسان را دارد.


/ 0 نظر / 32 بازدید